X
تبلیغات
رایتل

چقدر زندگی براش آسون بود

19 تیر 1396 ساعت 16:49


وقتی داشتم کارشناسی میخوندم و سال آخرش تصمیم گرفتم برای کنکور ارشد آماده بشم یکی از همکلاسی های دیگه ام هم همزمان با من برای کنکور ارشد شروع کرد به درس خوندن و دقیقا همین رشته رو میخواست شرکت کنه

بعد از 8 ماه درس خوندن(اون کنکوری که ما میخواستیم شرکت کنیم ربطی به رشته کارشناسیمون نداشت پس باید خیلی بیشتر از بقیه تلاش میکردیم) تصمیم گرفت که سال بعد کنکور بده چون کنکور چهار روز قبل از عروسی خواهرش بود و اون میخواست که برای عروسی خواهرش آماده بشه!

من کنکور دادم و اون نداد، بعد از اینکه من قبول شدم با هم دیگه صحبت کردیم و پرسیدم که از کی میخواد شروع کنه و اون  گفت که به طور کامل منصرف شده و میخواد بره خارج از کشور برای ادامه تحصیل به همین خاطر طرح اجباری خدمت به دولت رو سریع شروع کرد که سریع بره!

حالا بعد از ده ماه با دوست پسرش ازدواج کرده و نمیدونم الان برنامه اش چیه!


میخوام بگم که چقد برای بقیه آسونه برگشتن و ول کردن و قید همه چیزو زدن و تصمیم جدید گرفتن و دوباره اونو بیخیال شدن!


چقدر زندگی برای بقیه آسونه اما برای من نه؟!

بیکاری

18 تیر 1396 ساعت 18:50


کارمو رها کردم چون اعصابمو بهم میریخت،هم رفتار پرسنل و مدیریتش هم ساعت کاری ناجورش!

الان دیگه منبع درآمد ندارم و از صبح دارم برنامه ریزی میکنم که چطور میشه صرف جویی کرد،البته تا امروز از پول خودم خرج نمیکردما ولی خب دیگه الان پس اندازمم در خطره،آه ای خدا خودت یه کاری بنداز جلو پام!

یه چیزی هم هست اینکه واقعا کارمو دوست ندارم فک میکنم این قضیه بیشترین دلیلیه که باعث میشه سریع از هر جایی بیام بیرون!

چگونه باید زیست

17 تیر 1396 ساعت 14:54


یکبار برای همیشه باید خیلی مسائلو برای خودم حل کنم این تضادهایی که توی وجودم جمع شدن و با هم در کلنجار هستن و هر روز یک جایی از وجودمو زخمی میکنن،باید به حسابشون برسم 

نمیتونم خوب و شاد زندگی کنم، یک وقتایی خوبم یک وقتایی بد،این حس که باید از همه بهتر باشم اذیتم میکنه چون من هرچقدر هم برای بهتر شدن تلاش میکنم کافی نیست و باز راضی نمیشم. 

نمیدونم چطور میشه لذت برد از زندگی 

به خیر گذشت

17 تیر 1396 ساعت 11:56


مشکلات زیادی برای وبلاگم پیش اومده بود که بخیر گذشت و از حالت رمزدار بیرون اومد

عاشق تر

16 تیر 1396 ساعت 22:34
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

ناراحت نباش

16 تیر 1396 ساعت 11:46
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

کافی نیست

15 تیر 1396 ساعت 11:46
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

منه بیچاره

14 تیر 1396 ساعت 23:50
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

12 تیر 1396 ساعت 23:44
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

نوسان

11 تیر 1396 ساعت 09:27
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

همینه که هست

4 تیر 1396 ساعت 08:50


کلا از اول هفته حاج آقا شیفتهههههههههه تا چهارشنبه، میدونم زندگی من خر است ولی است دیگه چیکارش کنم؟ دوستان میفرمایند بده بغلی! 


ثبات تصمیم گیری درباره وبلاگ ندارم، مثلا دیروز به فکرم زد کلا از بیخ و بن رمزدارش کنم،امروز اومدم دارم مینویسم!


خواننده های وبلاگ کم شده اونم بخاطر اینه که اصلا وقت نمیکنم به هیچ وبلاگی سر بزنم، خدایی سخته از ساعت پنج صبح بزنی بیرون ساعت نه شب برسی خونه 

نگران

2 تیر 1396 ساعت 23:05
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

چقد من...

31 خرداد 1396 ساعت 16:21
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

ممنونم

30 خرداد 1396 ساعت 00:14
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

در کلاس

28 خرداد 1396 ساعت 23:44


میگه سه شنبه بریم بیرون، میگم کلاس دارم که، میگه عب نداره میام در کلاستون میشینم نگات میکنم! 


میگه کاش اصلا توی دانشگاه شما درس میخوندم اینجوری همش منتظر میشدم کلاسات تموم بشه ببینمت


میگم دلم میخواد بغلت کنم بیرون، میگه خب بغل کن، میگم نمیشه که همه میبینن،میگه چشماتو ببند یه کوچولو بغل کن.

انگار مجبورم کردن حتما بغل کنم :دی

انگار من چشامو ببندم هیچکس نمیبینه بغل کردم:دی


میگه برات چی بیارم، میگم هیچی فقط خودتو 


( تعداد کل: 100 )
<<    1       2       3       4       5       ...       7    >>