X
تبلیغات
رایتل

خواب تومور

3 اردیبهشت 1396 ساعت 14:37


دیشب خواب دیدم با حاج آقا رفتیم سی تی اسکن

من دوتا تومور تو سرم داشتم، بعد عین خیالمم نبود

بعد حاج آقا هم برگشته به من میگه تو برو سر کلاست منم برم، بعد غیبش زد!

آخه این چه خوابیه، توی خوابم پیش من نیست، زندگیم تو خوابم نرمال نیست


یواش یواش

31 فروردین 1396 ساعت 23:01


سرماخوردم گلوم داغونه،بهش میگم اجازه میدی بستنی بخورم یه کوچولو فقط، بعد عکس یه دختر بچه که داره با دستش یه کوچولو رو نشون میده براش میفرستم، ذوق میکنه میگه باشه فقط یواش یواش بخور


مرگ او

24 فروردین 1396 ساعت 22:46


دو سال پیش توی همین روزا بود،شب تا ساعت 3 صبح خوابیدم بعدش بیدار شدم و بعد خوابم نمیبرد از این پهلو به اون پهلو،صبحم ساعت 6 پاشدم و نماز خوندم و دیگه خوابم نبرد، ساعت 7 پاشدم رفتم بیمارستان کارورزی خسته و داغون ساعت 1 راه افتادم سمت خونه،ساعت چهار رسیدم خونه زنگ و زدم و فوری رفتم خونه یه عالمه کفش پایین بود توی راه پله با خودم گفتم عمه اینا اومدن،راه پله رو تند تند رفتم بالا توی پاگرد اول خاله ام از در اومد بیرون، گفتم ااااااِ خاله خوش اومدی و رفتم سلام علیک کنم مامانم با حالت عجیبی از در خونه اومد تو راه پله و شروع کرد گریه کردن بعدش بابام اومد داغون و شکسته بود گفتم چی شده که یه دفعه صدای گریه از تو خونه بلند شد من مات و مبهوت بودم، عموم مرده بود،دیشبش توی خواب توی 29 سالگی!

برای همه مون عزیز بود چون آدم باحالی بود، مرگش بابامو داغون کرد ! 

باز هم

23 فروردین 1396 ساعت 22:50


بالاخره بعد از چندییییییین روز دیدمش،چند ساعت با هم بودیم،بعدش اون رفت دوباره شیفت منم رفتم کلاس زبان، باز من دلم تنگ شد


چندین روز

23 فروردین 1396 ساعت 00:46


چند روزه همو ندیدیم،غذا پختم که بعد دانشگاه بریم بیرون، داشتیم صحبت میکردیم قرار فردا رو میذاشتیم که بغض گلومو گرفت 

آخه زندگیه ما داریم 


با چشمانی پر از اشک و گلویی فشرده 

خوابم نمیاد 

بی قرار و دلتنگ به این امید که نوشتن راحتم کنه 

خوبه؟

22 فروردین 1396 ساعت 21:51
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

مث وقتایی که...

20 فروردین 1396 ساعت 23:59
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

بی لیاقتا

19 فروردین 1396 ساعت 14:50


چرا بعضیا انقد بی لیاقتو گوشت تلخن؟!

حال آدمو بهم میزنن

خاک تو سرشون 

هرچی سرشون بیاد حقشونه

.

چیز هایی که فقط به تو گفتم

19 فروردین 1396 ساعت 00:57
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

یک جو اصالتم آرزوست

17 فروردین 1396 ساعت 23:58


کلاس روشنفکری با شکلات فندقی! 

خانواده شوهر

16 فروردین 1396 ساعت 00:30


چرا اینهمه ملت خانواده شوهرو دیو کردن، مگه چیه باباجان؟ 

یکم از حس مالکیت کم کنید آسمون به زمین نمیاد فقط هم خودتون نفس راحت میکشید هم اون شوهر بیچاره همینکه خانواده شوهر شمارو دزد پسر نمیبینه!

بعضی ها

16 فروردین 1396 ساعت 00:24


من روز مرگمم برسه سر زدن به یه سری وبلاگا رو فراموش نمیکنم حتی اگه چندین سال از آخرین سر زدن گذشته باشه

و معمولا اونارو خاموش میخونم 


البته همه رو خاموش میخونم،دلیلشم فقط تنبلیه نه چیز دیگه

اشک هایم

15 فروردین 1396 ساعت 00:23


آرزو ها و حسرت ها 

زندگی شروع با اولی ها و پایان با دومی هاست


یک بچه ی تنها بیکس زیر برف کنار خیابون 

یک کودک بی آشیانه... 

دعوا نمک زندگی نیست

12 فروردین 1396 ساعت 15:44


بسی دعوا ها داشتیم با اهل خانواده این چند روز! 

اما حاج آقا فعلا از کمند اینجانب در امان بودند تا کی نوبت رسد بهش!




توجه کردید همه کارای عقب مونده شونو میذارن که عید انجام بدن ولی آخرم انجام نمیدن.خب این نشون میده ایام عید تعطیلاته و مخ و ملاج میره استراحت، پس الکی از یه ماه قبل براش برنامه نریزید،بذارید مخ مبارک به استراحتش ادامه بده


پ.ن: پاراگراف بالا خطاب به خودم 

منم

11 فروردین 1396 ساعت 00:13


برج زهرمار که میگن منم 

تنها در خانه که میگن منم

جغد شب که میگن منم


صدای تیک تیک ساعت مچی روی میزو میشنوم

( تعداد کل: 60 )
<<    1       2       3       4    >>