X
تبلیغات
رایتل

آنچه گذشت...

24 بهمن 1395 ساعت 21:03


برای دوستانی که لطف داشتن منو میخوندن و بعضیا نگران شدن، بعضیا پیام گذاشتن و بعضی ها هم نمیدونستن چند وقتی هست که رمز دار مینویسم 


باید ازشون تشکر کنم و بگم که 

طی یک خطای فاجعه بار و برگشت ناپذیر تمام آرشیوم رو پاک کردم و از اون روز به بعد وقتی اینجا میومدم دلم میخواست سر به تن خودم نباشه چونکه تمام نوشته های رمزدارم هم که برای عزیزترین فرد زندگیم نوشته بودم و خاطرات مشترکمون توشون بود هم از بین رفت. 

مکاتباتی هم با بلاگ اسکای برای برگردون شون داشتم اما متاسفانه هیچ راهی وجود نداشت. 

به همین خاطر دل و دماغ نوشتن ندارم، یک مدتی هم به سرم زد خاطراتمون رو دوباره بنویسم ولی این هم بیشتر آزارم میداد. 

خلاصه که زمان میبره تا با این فاجعه بزرگ بتونم کنار بیام. 

وقتی میگم فاجعه بزرگ اصلا مبالغه نیست چون ارزش اون نوشته ها برام غیرقابل بیانه. 

به هر حال اتفاقی هست که افتاده. 

از همه ممنونم به خاطر پیام هاشون، مرسی که به یادم بودید.

خدمت آقای مهدی هم عرض کنم که این نوشته ها خصوصی هستن، شاید به زودی نسخه های کمتر خصوصی رو بدون رمز نوشتم! 

پایان؟

22 بهمن 1395 ساعت 19:39
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

من

15 بهمن 1395 ساعت 23:37
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

پاییز رسید

10 بهمن 1395 ساعت 09:35
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

یک ظهر تابستون

6 بهمن 1395 ساعت 00:42
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

اونوقت ها

6 بهمن 1395 ساعت 00:37
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:

برای همسر عزیزم

1 بهمن 1395 ساعت 00:37
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور: