X
تبلیغات
رایتل

عناوین یادداشت‌ها 

  • اینو بدونم (1 مرداد 1396 00:16)
  • یکمی غر طبق معمول همیشه (29 تیر 1396 10:46)
    اصولا زندگی شوخیه تلخی بود که با من شد! چجوری میشه ازش خلاص شد؟ (قصد خودکشی ندارم لطفا نصیحت نکنید،البته اگه به خودتون خواستید زحمت بدید که دیگه روح نباشید موقع خوندن وبلاگم گفتم ها) اصلا اینارو ول کن، با نوشتن پرانتز بالا یادم افتاد که بگم خانم روح محترم احیانا آقای روح محترم آخه چرا این کارو با من میکنید؟چرا آسه...
  • [ بدون عنوان ] (27 تیر 1396 16:30)
    چرا بعضی آدما دوست دارن بقیه رو از خودشون ناامید کنن!
  • همچین آدمی نیاز است (24 تیر 1396 09:25)
    اینو تا حالا شنیدید: ای کاش یه آدمی بود که بهش همه حرفاتو میزدی بعد که حرفات تموم شد میفتاد میمرد!
  • چقدر زندگی براش آسون بود (19 تیر 1396 16:49)
    وقتی داشتم کارشناسی میخوندم و سال آخرش تصمیم گرفتم برای کنکور ارشد آماده بشم یکی از همکلاسی های دیگه ام هم همزمان با من برای کنکور ارشد شروع کرد به درس خوندن و دقیقا همین رشته رو میخواست شرکت کنه بعد از 8 ماه درس خوندن(اون کنکوری که ما میخواستیم شرکت کنیم ربطی به رشته کارشناسیمون نداشت پس باید خیلی بیشتر از بقیه تلاش...
  • بیکاری (18 تیر 1396 18:50)
    کارمو رها کردم چون اعصابمو بهم میریخت،هم رفتار پرسنل و مدیریتش هم ساعت کاری ناجورش! الان دیگه منبع درآمد ندارم و از صبح دارم برنامه ریزی میکنم که چطور میشه صرف جویی کرد،البته تا امروز از پول خودم خرج نمیکردما ولی خب دیگه الان پس اندازمم در خطره،آه ای خدا خودت یه کاری بنداز جلو پام! یه چیزی هم هست اینکه واقعا کارمو...
  • چگونه باید زیست (17 تیر 1396 14:54)
    یکبار برای همیشه باید خیلی مسائلو برای خودم حل کنم این تضادهایی که توی وجودم جمع شدن و با هم در کلنجار هستن و هر روز یک جایی از وجودمو زخمی میکنن،باید به حسابشون برسم نمیتونم خوب و شاد زندگی کنم، یک وقتایی خوبم یک وقتایی بد،این حس که باید از همه بهتر باشم اذیتم میکنه چون من هرچقدر هم برای بهتر شدن تلاش میکنم کافی نیست...
  • به خیر گذشت (17 تیر 1396 11:56)
    مشکلات زیادی برای وبلاگم پیش اومده بود که بخیر گذشت و از حالت رمزدار بیرون اومد
  • عاشق تر (16 تیر 1396 22:34)
  • ناراحت نباش (16 تیر 1396 11:46)
  • کافی نیست (15 تیر 1396 11:46)
  • منه بیچاره (14 تیر 1396 23:50)
  • [ بدون عنوان ] (12 تیر 1396 23:44)
  • نوسان (11 تیر 1396 09:27)
  • همینه که هست (4 تیر 1396 08:50)
    کلا از اول هفته حاج آقا شیفتهههههههههه تا چهارشنبه، میدونم زندگی من خر است ولی است دیگه چیکارش کنم؟ دوستان میفرمایند بده بغلی! ثبات تصمیم گیری درباره وبلاگ ندارم، مثلا دیروز به فکرم زد کلا از بیخ و بن رمزدارش کنم،امروز اومدم دارم مینویسم! خواننده های وبلاگ کم شده اونم بخاطر اینه که اصلا وقت نمیکنم به هیچ وبلاگی سر...
  • نگران (2 تیر 1396 23:05)
  • چقد من... (31 خرداد 1396 16:21)
  • ممنونم (30 خرداد 1396 00:14)
  • در کلاس (28 خرداد 1396 23:44)
    میگه سه شنبه بریم بیرون، میگم کلاس دارم که، میگه عب نداره میام در کلاستون میشینم نگات میکنم! میگه کاش اصلا توی دانشگاه شما درس میخوندم اینجوری همش منتظر میشدم کلاسات تموم بشه ببینمت میگم دلم میخواد بغلت کنم بیرون، میگه خب بغل کن، میگم نمیشه که همه میبینن،میگه چشماتو ببند یه کوچولو بغل کن. انگار مجبورم کردن حتما بغل...
  • صد بار دیگر، اگر (26 خرداد 1396 22:32)
  • مرسی اه (22 خرداد 1396 21:23)
    لطفاً قبل از اینکه صفتی رو به کسی نسبت بدید، اول یه نگاه به خودتون بندازید ببینید خودتون اون صفت رو نداشته باشید
  • ما ایرانی ها (19 خرداد 1396 10:07)
    حمله تروریستی هم ندیده بودیم که دیدیم از آب گل آلود ماهی گرفتن اونم توی این اوضاع که همه باید با هم باشیم چندش آور ترین کار ممکنه با یکی از تیر خورده ها مصاحبه کردن و پرسیدن شما از مراجعین مجلس بودید؟ جواب داده :نه من کنار خیابون بساط داشتم از بالا بهم شلیک کردن! دلم می خواد برم پیشش رو کنم بهش تو چشاش نگاه کنم بگم...
  • آدم اینجا تنهاست (16 خرداد 1396 22:03)
    اصولا سرآخر آدم تنهاست به رابطه پدر مادر و خواهر برادراشون که نگاه می کنم اینو میفهمم به رابطه پدر مادر و پدر مادراشون که نگاه میکنم اینو میفهمم به رابطه خودم با دوستانی که فکر میکردم صمیمی هستن نگاه که میکنم اینو میفهمم به رابطه پدر بزرگ و مادر بزرگ بعد از مرگ پدربزرگ که نگاه میکنم اینو میفهمم زندگی فقط برای خود...
  • صبح شد من اما هنوز خیره‌ام؛ به ماهی که دیشب سرش را به شانه‌ام تکیه داد و تمام شب آنقدر گریست، که خوابش برد! (15 خرداد 1396 12:44)
  • عاشقش هستم زیرا (11 خرداد 1396 22:33)
    حرف حسابی که میزنی یا باب میلشان که حرف نمیزنی میزنند زیر کاسه کوزه و قهر و ناامیدی ازت و غیره اما این حاج آقای ما به حرفت گوش میدهد یا قانع میشود یا نمیشود ولی سر آخر هرطور که شود ازت قطع امید نمیکند،متعصب به اعتقادش نمیشود،قهر نمیکند، یک کلام مسائل را با هم قاطی نمیکند،اعتقادش به جای خود احترام تو نیز به جای خود ،...
  • و لا تجسسوا (11 خرداد 1396 13:36)
    توی همون قرآنی که گفته امر به معروف و نهی از منکر کنید توی همون قرآن نوشته و لا تجسسوا
  • مانتو جلو باز (11 خرداد 1396 07:30)
    هی با حاج آقا سر اینکه بعضی چیزا شخصیه بحث داریم،میگه ملت نباید مانتو جلو باز بپوشن، میگم به منو تو چه دوست دارن می پوشن! حقیقتا به منو شما چه ربطی داره که مدل لباس بقیه چیه،مثل اینه که بگن شما لباسی که پشتش چین داره نباید بپوشی!
  • ازدواج مجدد (10 خرداد 1396 09:00)
    بهش میگم خواب دیدم ازدواج کردی خیلی ریلکس میگه جداً؟
  • برادر کشی (9 خرداد 1396 08:58)
    چند روز پیش که شیفت بودم یه پسر جوون با درد و ناله و آرنج کبود اومد که عکس رادیولوژی بگیره؛ با برادرش دعوا کرده بود!
  • بیرون (9 خرداد 1396 08:56)
    میگه امروز کی کلاست تموم میشه میگم ساعت سه،چطور؟ میگه "بیام دیگه پیشت" میگم حالا ظهر که از خواب پا شدی حرف میزنیم میگه" باشه ولی من میام" پ.ن:کل دیروز و دیشب شیفت بوده روزه هم هست، اذیت میشه بیاد، تازه هفته پیش بیرون رفتیم باز دلش بیرون میخواد!
( تعداد کل: 89 )
   1       2       3    >>