X
تبلیغات
رایتل

عناوین یادداشت‌ها 

  • خوابی که نیاد خر است (7 فروردین 1396 02:30)
    امان از بی خوابی و بد خواب شدن، صبحم زود بیدار شدما دارم باهاش حرف می زنم هر ده دقیقه یه بار میگم تو اگه خوابت میاد بخواب ولی هیچی نمیگه به حرف زدن ادامه میده،بعد نیم ساعت میپرسم تو خوابت نیومد،میگه خوابم که میاد ولی میخوام باهات حرف بزنم،الان خوابیده، بعضی وقتا تا بیهوش نشه شب بخیر نمیگه! اینم که خوابید،حالا من چیکار...
  • آخر (5 فروردین 1396 01:14)
  • دیر گاهی است که افتاده ام از خویش به دور! شاید این عید, به دیدارِ خودم هم بروم...! (2 فروردین 1396 22:33)
    بعضی اوقات نمیفهمم خوش گذشتن یعنی چی! پ.ن: عنوان از قیصر امین پور
  • ... (2 فروردین 1396 22:23)
    می دانستم که برای معشوقه باید گل خرید، اما ما گرسنه بودیم پولی که برای خرید گل کنار گذاشته بودیم را خوردیم... ییلماز گونی پ.ن: یلماز گونِی (به ترکی استانبولی : Yılmaz Güney ) (۱ آوریل ۱۹۳۷ - ۹ سپتامبر ۱۹۸۴) کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، بازیگر و نویسنده اهل ترکیه است.
  • بارون میاد (2 فروردین 1396 00:28)
  • گناه دارم نامه (1 فروردین 1396 11:09)
    پیرو پست قبلی شب عید پیام داده تند تند داره تعریف می کنه که از صبح درگیر کار بوده و... بهش میگم مثل اینکه یکی ترسیده، میگه آره یکم،میگم یادم نمیاد شاخ و دم داشته باشم،میگه ازت نمیترسم که در واقع گناه دارم نامه نوشتم!
  • [ بدون عنوان ] (29 اسفند 1395 19:18)
    دیشب رفته خونه مادر و پدرش،هنوز ازش خبری نیست
  • نوروزِ جان (29 اسفند 1395 19:02)
    خیلی خب،تموم شد، فردا عیده،نه فردا نوروزه سال خوش پر از خیر و برکت و از این حرفای کلیشه ای تکراری که همه میدونن دیگه
  • [ بدون عنوان ] (26 اسفند 1395 17:50)
    بهش میگم فلان کارو نکن میگه حواسم هست،میگم یه سوالی دارم،میگه چی،میگم تا حالا شده به حرف من گوش بدی میگه آره میگم نه اصلا، میگه چنتاشو بگو میگم یکیش همین الان،میگه اولش میگه چشم بعد کار خودشو میکنه
  • خودت (25 اسفند 1395 00:27)
    اینکه بتونی خودتو دوست داشته باشی و به خودت احترام بذاری، اینکه به خودت حق بدی و توقع بی جا از خودت نداشته باشی، بخش زیادیش برمیگرده به خانواده ات! اینکه توی بچگی باهات چه رفتاری داشتن
  • هر دم... (22 اسفند 1395 15:01)
    یه دوست مذهبی دارم، با یه پسر مذهبی قول و قرار ازدواج گذاشته و تریپ عشق و عاشقی، به اون یکی دوستم که دوست پسر داره میگه نکنه فک کردی ما هم با هم دوستیم! پ.ن:قبول دارم خیلی گنگ نوشتم،ولی حال ندارم توضیح بدم!
  • بیام نیام (22 اسفند 1395 13:11)
    نمیذاره برم ببینمش،میگم چرا، میگه حس خوبی بهم نمیده یا خودم میام یا توام نمیای! پ.ن:صرفاً جهت کم کردن از غرغر ها و دیدن نیمه ی پر لیوان
  • هر کاری که بخوام (21 اسفند 1395 23:39)
    وقتی بهش میگم من نمیتونم این کارو انجام بدم،بهم میگه تو به من ثابت کردی هرکاری که بخوای میتونی انجام بدی!
  • ای جان (21 اسفند 1395 16:44)
    بهش میگم میای بریم بیرون، میگه باشه،میگم بارون میاد،میگه پس بیخیال،میگم هفته بعد چی،میگه ای جان!
  • قربانی (20 اسفند 1395 23:44)
  • خوب بد جلف (20 اسفند 1395 10:57)
    چند روز پیش رفتیم سینما برای یه فیلم کمدی،تقریباً آخرین فیلم کمدی که تو سینما دیدم توکیو بدون توقف بود دوازده سال پیش! ملت تا هنرپیشه پخ میکرد میخندیدن، منم به حاج آقا میگم وا مگه خنده دار بود آخه اصلا! یه جاهاییش خنده داشت ولی نه دیگه همش! خلاصه بسی تعجب ناک از سینما اومدیم بیرون! پ.ن:فیلم خوب بد جلف. حقیقتا فیلم بی...
  • اندر حکایت نارضایتی (20 اسفند 1395 10:51)
    حوصله سر کار رفتن ندارم،عیدم نمیرم، بیخیال همه چی! با استاد راهنما صحبت کردم درباره این نارضایتی، گفت انتخاب با تو یا پول یا افتخار،حرفش خیلی مسخره بود، یعنی درواقع چرت و پرت بود. الان حالم بهتره، یوقتایی اگه دیدید دارید میزنید زیر کاسه کوزه و این حرفا، یکم به وضعیت فیزیولوژیکتون توجه کنید مخصوصا خانم ها!
  • توجیه فلسفی، فلسفه توجیه (14 اسفند 1395 09:04)
    چقد غیرمنصفانه و وحشیانه از خودمون بهره‌برداری میکنیم بعدش از خودمون ناراضی هم هستیم؟! توجیه خوبیه فک کنم برای نارضایتیم،نه؟؟! اگه تنبل نبودم واقعا توجیه خوبی بود، ولی آخه من که درباره این آخریه همه تلاشمو کردم! هنوزم فک میکنم مشکل از خودمه، تو ذاتمه! پ.ن: اگر اشتباه نکنم توی کتاب زبان فارسی دبیرستان یه درسی بود برای...
  • من ناراضی هستم (3 اسفند 1395 22:20)
    دو سال پیش در چنین روزهایی از شرایطم ناراضی بودم از خودم از موقعیتم از همه چیز ناراضی بودم،به مشاور خوابگاه مراجعه کردم و داستانو گفتم،بهم پیشنهاد کرد یک کار که مطمئنی تورو راضی میکنه و میتونی خودتو به خودت ثابت کنی انجام بده،من اون کارو انجام دادم بزرگترین مهم ترین و سخت ترین کار ممکن رو انجام دادم، حالا بعد از دو...
  • آنچه گذشت... (24 بهمن 1395 21:03)
    برای دوستانی که لطف داشتن منو میخوندن و بعضیا نگران شدن، بعضیا پیام گذاشتن و بعضی ها هم نمیدونستن چند وقتی هست که رمز دار مینویسم باید ازشون تشکر کنم و بگم که طی یک خطای فاجعه بار و برگشت ناپذیر تمام آرشیوم رو پاک کردم و از اون روز به بعد وقتی اینجا میومدم دلم میخواست سر به تن خودم نباشه چونکه تمام نوشته های رمزدارم...
  • پایان؟ (22 بهمن 1395 19:39)
  • من (15 بهمن 1395 23:37)
  • پاییز رسید (10 بهمن 1395 09:35)
  • یک ظهر تابستون (6 بهمن 1395 00:42)
  • اونوقت ها (6 بهمن 1395 00:37)
  • برای همسر عزیزم (1 بهمن 1395 00:37)
  • ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ های تخیل (17 دی 1395 15:11)
  • درد (3 مهر 1391 00:34)
  • سهم “من” از “تو” (3 مهر 1391 00:33)